نقش آفرینی مجدد پارلمان اروپا در قبال ایران

پارلمان اروپا برای دومین بار از آغاز سال 2026 ، قطعنامه ای را علیه ایران تصویب کرد. مفاد این قطعنامه ها نشان می دهد که اکثر ادعاها و مطالبات سیاسی که مخالفان نظام سیاسی ایران دارند در این دو قطعنامه بازتاب یافته است. نظر به اینکه مدتهاست رابطه دولت ایران با پارلمان اروپا قطع است و تعامل و گفتگویی وجود ندارد طبیعتا این امکان برای مخالفان ایران فراهم گردیده تا دیدگاههای خود را به طیف های اثرگذار پارلمان اروپا منتقل و نتایج مورد نظر خود را در مصوبات این نهاد بدست آورند. در قبال این قطعنامه ها دو نوع واکنش بروز یافت: اغلب محافل ضد جمهوری اسلامی از تصویب ان استقبال و تلاش کردند تا آنرا امری مهم معرفی کنند که دغدغه رعایت حقوق بشر دارد . اما در مقابل ، منتقدان پارلمان اروپا این اقدامات را تکرار تجربه بهره برداری سیاسی از موضوعات انسانی دانستند.
تحلیل گران مختلف بین المللی نقش سازوکارهای اروپایی در قبال چالشهای جهانی را روز به روز کمرنگ تر ارزیابی می کنند چرا که بعد از روی کاری آمدن مجدد ترامپ و سبک سیاست ورزی بین المللی وی که با تضعیف چند جانبه گرایی سازمان های بین المللی و به حاشیه راندن اروپایی ها همراه بوده، عملا امکان زیادی برای سازوکارهای اروپایی فراهم نیست تا با پوشش ترویج هنجارهای دموکراتیک جهانشمول دیدگاهها و منافع سیاسی خود را در سطح جهانی ترویج دهند. موضوع نسل کشی در غزه و انفعال مطلق دول اروپایی و سازوکارهای مشترک آنها در قبال این نسل کشی و همراهی بسیاری از دولتها و سازوکارهای مزبور با عوامل نسل کشی نیز عملا فرصتی فراهم ساخت تا جهانیان ادعای دغدغه مندی دول اروپایی نسبت به رعایت حقوق انسانی را ارزیابی کنند که به چه اندازه صادقانه است و تا چه میزان صرفا ریشه در اهداف سیاسی و حتی امنیتی دارد.