پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶
|
|

گزارش خبری سومین نشست قیام حسینی و فرهنگ رعایت حقوق انسانی با سخنرانی دکتر میر احمدی

در مورخ 93/8/21 ، سومین و آخرین نشست علمی از سلسله نشست های قیام حسینی وفرهنگ رعایت حقوق انسانی در محل سالن اجتماعات دفتر مرکزی کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران برگزار شد. در این نشست تخصصی  دکتر مصطفی میر احمدی دانش آموخته حوزه ودانشگاه و پژوهشگر مطالعات دینی وحقوق عمومی سخنرانی با عنوان « مروری بر مطالعات فقهی حقوقی مربوط به قیام امام حسین علیه السلام وظرفیت های آن برای پیشبرد حقوق انسانی در جهان معاصر» ارائه کرد.

سخنران در ابتدای بحث ضمن تاکید بر اینکه عنوان بحث ایشان از دو بخش تشکیل شده یکی مرور بر مطالعات فقهی حقوقی انجام شده در زمینه قیام ابا عبد الله (ع) ودیگری ظرفیت شناسی قیام حسینی برای پیشبرد حقوق انسانی، یاد آوری کرد که هر یک از این دو بخش خود از دو قسمت جداگانه تشکیل می شود که تامل نظری در هر مورد را باید جداگانه انجام داد. وی سپس در توضیح قسمت اول بحث خود اعلام داشت که لازم است توجه کنیم که مطالعات مربوط به قیام امام حسین با نگرش های متنوعی صورت گرفته وهمین نگرش ها هر یک در آثار حقوقی و فقهی نیز ممکن است تجلی پیدا کند اگرچه آن گونه که در ادامه بیان خواهد شد، رویکرد فقهی وحقوقی ویژگی های خاص خود را دارد.دکتر میر احمدی در توضیح نگرشهای متنوع در مطالعات مربوط به قیام امام حسین به موارد زیر اشاره کرد:

  • نگرش اسطوره ای به قیام آن گونه که امام حسین شخصیت اسطوره ای موضوع است و از حیث زمینی همه ابعاد قیام او قابل درک وتحلیل زمینی نیست . این نگرش در کلام مسیحیت نیز در حیطه حضرت عیسی مسیح ملاحظه می شود.
  • نگرش شفیع دیدن وفدیه تلقی شدن امام حسین آن گونه که او با نثار خون خود گناهان امت را پاک کرده و لازم بوده فدا شود تا امور پیروان ایشان در پیشگاه الهی بسامان گردد. این طرز تلقی نیز در الهیات مسیحیت در مورد حضرت عیسی بیان شده است.
  • نگرش الهیات دنیوی به قیام امام حسین که بیشتر تاکید بر این دارد که هر چه گریه بر امام حسین صورت گیرد ثواب برای افراد محسوب می شود وقیام امام حسین وسیله ای است تا مردم بتوانند با دلسوزی و حُزن و اندوه در قبال آن اجر و منزلت الهی کسب کنند.
  • نگرش تحلیلی و تفسیری به قیام امام حسین که این نگاه طی 60 یا 70 سال اخیر در کشور ما و برخی مناطق جهان چون مصربه طور جدی پیگیری شده است. این نگرش خود رویکردهای فکری متفاوتی را در برمی گیرد چنانچه به عنوان نمونه مرحوم دکتر سید جعفر شهیدی در کتاب قیام امام حسین(ع) ضمن اتخاذ همین نگرش تحلیلی نوعی تبار شناسی تاریخی را نیز عرضه کرده واز قبل اسلام تا سال 61 هجری  ونتایج آن را مورد تفسیر قرار داده است. نوشته های مرحوم دکتر شریعتی نیز آثار تحلیلی هستند که اگرچه در بخش هایی نگرش اسطوره ای نیز به موضوع دارند ولی در صدد هستند که با تحلیل وتفسیر جامعه شناختی منشا حرکت برای جامعه امروز شوند. برخی آثار در میان اهل سنت تالیف شده که رویکرد تحلیلی با توجه به ابعاد اقتصادی را پی جوئی کرده اند. آثار فقهی، حقوقی  طیف دیگری از پیگیری نگرش تحلیلی به قیام امام حسین هستندکه با ویژگی ها وکارکردهای اصلی فقه و حقوق اسلامی عرضه شده­اند.در برخی متون فقهی در کتاب جهاد از قرنها قبل بررسی ابعاد حقوقی وفقهی مربوط به قیام امام حسین (ع) دیده می شود و همین روند تاکنون ادامه یافته چنانچه در چند دهه اخیر آثار برجسته ای در این زمینه تدوین شده است و برخی از آنها منشاء بحث های نظری متنوعی بین صاحبنظران دینی گردیده است.

سخنران در ادامه قسمت اول بحث خود، این پرسش را مطرح کرد که وقتی سخن از تحلیل فقهی حقوقی به میان می آید باید دقت کرد که اصولا در تحلیل فقهی حقوقی قیام چه می کنیم؟ آیا بنا داریم که با فرض هماهنگی فقه موجود با موازین عقلانی، اخلاقی و دینی، قیام امام حسین (ع) را با ابزارهای فقهی حقوقی بسنجیم ومشخص سازیم که با موازین سه گانه یاد شده هم خوانی داردیا خیر؟ یا اینکه این راه را می خواهیم برویم که چون امام حسین(ع)  از معصومین علیهم السلام هستند وخود در منابع تشریع احکام اسلامی راهنما و مبنای دلیل قابل استناد محسوب می شوند، سیره ایشان را شناسائی کنیم تا بر اساس حجیت سیره یک سیره قابل تعمیم را استخراج کنیم ؟ یا می خواهیم روشن سازیم که اصل این واقعه با موازین رایج فقهی سازگار نیست و بعد بگوئیم که ابعاد مختلف آن با فهم انسانی قابل درک نیست ورمز و راز آسمانی دارد چنانچه برخی چنین گفته اند.

دکتر میر احمدی تاکید کرد که هر کدام از راههای فوق را که طی کنیم به نتایج متفاوتی خواهیم رسید که در مرور مطالعات فقهی حقوقی مربوط به امام حسین (ع) نباید از آن غافل شد و با همین دقت هاست که می توان آثار پیش رو را نیز ارزیابی دقیق کرد که مولفین از چه راهی رفته اند.

سخنران در ادامه همین بخش از ارائه بحث خود یاد آوری نمود که هم چنین به لحاظ روشی لازم است که مشخص گردد مطالعه فقهی حقوقی مربوط به قیام امام حسین (ع) درصدد پاسخ گوئی به چه نیازی است؟آیا درصدد پاسخ دهی به شبهات است و اینکه تفسیر عقلانی و قابل فهم از قیام برای عموم مخاطبان ارائه شود؟آیا درصدد الگوسازی ابعاد مختلف قیام است؟آیا می خواهد که زوایای پنهان قیام را شناسائی و روشن سازد؟ مثلاً نویسنده اثر شهید جاوید نیاز اول را مورد توجه داشته اند وتلاش کرده اند که پاسخ پرسشهای مطرح کنونی را در تحلیل های فقهی حقوقی خود ارائه کنند.  مرحوم امام خمینی(ره) در صدد الگوسازی قیام امام حسین (ع) برای حرکت دادن جامعه بودند.

سخنران قبل از ارائه قسمت دوم بحث خود پیرامون مرور و ارزیابی آثار فقهی حقوقی منتشره در مورد قیام امام حسین (ع)، این تذکر را داد که نباید از یاد برد که اصولاً بر تحلیل های فقهی، حقوقی چند نقد اساسی وارد است اول اینکه نمی توان گزاره های حقوقی را فارغ از بستر سیاسی، اجتماعی فرهنگی واقتصادی جامعه ذیربط بحث وتحلیل کرد . مباحث اجتماعی از جمله تحلیل های حقوقی تاریخی شبیه علم ریاضی  و امورتجربی محض نیستند که در خلاء  و فارغ از بسترهای خاص خود قابل شناسائی دقیق باشند فلذا نمی­توان واقعه عاشورا را بدون توجه به متغیرهای مختلف غیر حقوقی مورد تحلیل فقهی ،حقوقی قرار داد چرا که این واقعه در زمان کنونی یک واقعه تاریخی محسوب می شود که اصولا واقعه تاریخی را نمی­توان به راحتی ارزیابی کرد مخصوصاً که در صدر اسلام تا یکصد سال پس از دستور خلیفه دوم کتابت وجود نداشته و مسائل به صورت سینه به سینه وتاریخ شفاهی منتقل شده است. مشکل دوم این است که بحثهای فقهی حقوقی در موارد متعددی متکی به مباحث کلامی هستند که  تکلیف برخی امور را در نوع نگرش کلامی باید روشن کرد مثلاً وقتی صحبت از علم امام مطرح می شود وتاثیر آن در تصمیم گیری های صورت گرفته امام حسین (ع) در جریان قیام، مسائل پیچیده کلامی نیز به میان می آید که بدون رجوع به کلام نمی توان براحتی با فقه وحقوق حل وفصل کرد.

وی در ادامه بحث خود به صورت فشرده مروری بر مطالعات فقهی حقوقی انجام شده در مورد قیام امام حسین (ع) انجام داد وآثار فقهی منتشره را به سه طیف تقسیم کرد:

  • برخی آثار فقهی نگرشی را ارائه کرده اند که عملا راه را برای تحلیل عقلی می بندد و صراحتاً تاکید می شود که فلسفه برخی از اقدامات انجام شده در جریان قیام، امور الهی هستند که از فهم بشر خارج می باشند ومبتنی بر همین نگرش نیز آرای فقهی در برخی زمینه ها ارائه شده چنانچه آرای صاحب جواهر ومحقق حلی در بحث جهاد وجواز هُدنه را می توان نمونه ای از این نگرش دانست.
  • برخی آثار فقهی حقوقی تحلیلهای مبتنی بر موازین عقلی، دینی واخلاقی در مورد برخی از مراحل قیام ارائه می کنند ولی از مرحله ای به بعد را به رموز فراتر از عقل بشری نسبت می دهند
  • برخی از آثار منتشره کل حرکت امام حسین را تحلیل فقهی حقوقی می­کنند. آنها که رویکرد دوم وسوم یاد شده را دارند معمولا از سیستم پادشاهی وسلطنتی بنی امیه آغاز می کنند و اینکه انحراف جدی در حاکمیت اسلامی بروز یافت وعدم مشروعیت کاملا واضح وثابت شدو مبتنی بر این مبنا سایر بحث های فقهی حقوقی ذیربط ارائه می گردد. در تحلیل فقهی حقوقی از ابتدای قیام تا مرحله ای که خبر کشته شدن مُسلم به امام حسین (ع)  می رسد کاملا بر اساس موازین براحتی انجام شده ولی مقطعی که خبر کشته شدن مُسلم به امام رسیده تا جایی که حرّ جلوی امام حسین(ع)  را می گیرد تحلیل آن پیچیده است اما پس از آن مرحله تا پایان شهادت حضرت همه تحولات قیام بر اساس موازین مشخص دینی، عقلی واخلاقی بروشنی قابل تحلیل است چون ماهیت دفاع مشروع دارد. سخنران تاکید کرد که در مورد آن مقطع کوتاه تحلیل های متنوعی از اسطوره ای، حماسی ،اجتماعی و غیر اینها ارائه شده مثلا یک نویسنده مصری بنام خیر هیکل در کتاب سه جلدی الجهاد والقتال در بخش های متعدد این اثر به قیام امام حسین (ع) پرداخته ودیدگاههای تحلیلی مختلفی را در مورد هر یک از بخشهای قیام ارائه کرده است.

دکتر میر احمدی در بخش دوم سخنرانی خود که به ظرفیت­های مطالعات مربوط به قیام امام حسین (ع)   برای پیشبرد حقوق انسانی در جهان کنونی مربوط می شد نکات مختلفی را بیان داشت از جمله اینکه باید تفکر اشعری گری از قیام را کنار بگذاریم تا بتوانیم ظرفیت­های آنرا برای بشر معاصر قابل بهره برداری کنیم، باید بین نتایج و اهداف تفاوت قائل شویم، باید توجه کنیم که اگر اسطوره سازی کنیم مشکلی از بشر کنونی حل نمی شود ولی هر چه بتوانیم عناصر اخلاقی وعقلانی وعقلایی قیام را برجسته کنیم ظرفیت­ها بیشتر قابل استخراج است.

وی هم چنین تاکید کرد که قیام امام حسین(ع)  هم در کلیت خود وهم در اجزا و رویدادهای جزئی انجام شده در کل روند قیام، ظرفیت های حقوق بشری مهمی دارند. مثلاً در کلیت آنچه انجام شده، قیام امام حسین (ع)  از خلط حق وباطل در آن زمانه و برای همیشه روزگار غبارروبی کرد به نحوی که جامعه با معیارهای مشخص بتواند حق را از باطل تمیز دهد وسردرگم وبلاتکلیف باقی نماند چنانچه مردم آن زمانه گرفتار این مشکل شده بودند به تعبیر زیارت اربعین لیستنقذ عبادک من الجهاله وحیره الضلاله. هم چنین قیام امام حسین (ع) نشان داد که دین برای سعادت و رستگاری بشر آمده نه اینکه بتوان با نقض حقوق انسانها و لگد مال کردن کرامت آنها دم از دیندار بودن و حاکمیت دین زد، سوم آنکه قیام امام حسین(ع)   تفسیر دقیقی از امر به معروف ونهی از منکر در اختیار همگان قرار داد که کارائی این فریضه الهی برای اصلاح امور جامعه همواره مورد توجه مسلمین قرار گیرد.

پس از سخنرانی دکتر میر احمدی، پرسش و پاسخ انجام شد وتوضیحات مجددی از سوی سخنران ارائه گردید وبر این نکته تاکید شد که قیام امام حسین الگوی ماندگاری برای مدافعان حقوق بشر در همیشه تاریخ است چرا که از همه هستی خود می گذرد ولی حاضر نمی شود که مشروعیتی به حاکمیت غیر انسانی وظالمانه بدهد و چراغی بر می­افروزد که در همیشه تاریخ، بشریت توجه کند که اگر معیارهای دقیق اخلاقی و انسانی و عقلایی بر اداره امور جامعه حاکم نباشد، حقوق انسانها به بدترین شکل نقض خواهد شد حتی اگر مانند حکومت اُموی ظاهر دینی داشته باشد ودر چنین شرایطی طبیعتا بنا به منطق رسای امام حسین(ع) همه مسئولند که زیر بار ذلت نروند و با حفظ کرامت انسانی خود ودیگران از حاکمیت ارزشها و قانون منطبق با سعادت و حقوق انسانها دفاع کنند .

روابط عمومی کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران

انتهای متن/ کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران

نظرات کاربران

نظردهی

نام*
ایمیل
نظر شما*
نظر شما پس از تایید اپراتور نمایش داده خواهد شد