چهارشنبه ۷ تير ۱۳۹۶
|
|

مسئولیت اجتماعی، گمشده جامعه ما !

دو روز قبل برای شرکت در یک نشست حقوقی راهی دانشگاه شهید بهشتی شدم. سرما و برف شدت گرفته بود. در میدان تجریش تهران خودم را به ایستگاه تاکسی رساندم. مدتی برای رسیدن چند مسافر دیگر منتظر شدم تا تعداد مسافران تاکسی تکمیل شود.

راننده ای از چند لاین آن طرف تر فریاد زد: دانشگاه میرید؟ گفتیم: بله. گفت: باشه! نفری 2000 هزار تومان بدید تا ببرمتون.

من در حالی که زیر تابلوی نرخ نامه آن مسیر ایستاده بودم به تابلو اشاره کردم و گفتم: اینجا نوشته کرایه اش نفری 1000 تومان است.

آقای راننده با تمسخر جواب داد: باشه. همون جا بایست تا با هزار تومان ببرندت. بلافاصله راننده دیگری جلو آمد و گفت به من نفری 1500 بدید تا ببرمتون.

رفتم جلوتر و پرسیدم آقا چرا باید بیشتر کرایه بدیم؟ من واقعا متوجه دلیلش نمیشم. مگه شما نرخ نامه ندارید.

با جدیت تمام پاسخ داد: چون هوا سرده. توی این سرما دوست دارید بایستید، خوب بمونید.

زمان رفتن به جلسه علمی که بنا بود در آن شرکت کنم دیر شده بود یعنی کمتر از 10 دقیقه دیگر شروع میشد و من نزدیک به یک ربع بود که در ایستگاه تاکسی ایستاده بودم و زیر بار این حرف نمی رفتم. چند نفر دانشجو که شاهد این بحث ها بودند در حالی که برای سوار شدن به سمت ماشین حرکت می کردند، اعتراض‌های پراکنده ای که بیشتر به شوخی و سرگرم کردن وجدان خود می مانست کردند و سوار ماشین شدند و دیگر تلاش من برای اقناع کردن آنها جواب نمی داد. به سمت ماشین حرکت کردم و من هم سوار شدم.

چند مسافر دیگر به گونه ای که انگار هیچ نشده با هم در گفتگو بودند. رو کردم به آقای راننده و گفتم آقا این کاری که شما می‌کنید غیر اخلاقی است. شما از برف و سرما سوء استفاده می کنید تا بیشتر از آن چیزی که حق دارید از مسافران دریافت کنید. وقتی شما به عنوان یک شهروند و یک راننده تاکسی از کوچکترین فرصت پیش آمده این چنین به نفع خود سوء استفاده می کنید نمی توانید انتظار داشته باشید کسانی که امکان بیشتری برای سوء استفاده دارند در جایی دیگر حق شما را پایمال نکنند.

راننده هیچ جوابی به حرفهایم نمی داد. انگار که اصلا گوشهایش نمی شنود!

خانم جوانی که دانشجو بود و کنارم نشسته بود آرام گفت: خانم حالا این هزار تومان اصلا ارزش نداره که آدم بخواد توی سرما بایسته یا با اینا جر و بحث بکنه؟ برای شما واقعا ارزشی داره؟

جواب دادم: خانم مساله هزار تومان بیشتر هزینه کردن نیست. مساله اینه که کار این آقا اسمش سوء استفاده است و ما زمینه این سوء استفاده و سوء استفاده های دیگر رو با بی تفاوتی مان  برای این گونه افراد فراهم می کنیم.

او در پاسخم گفت: با حرف زدن من و شما چیزی عوض نمیشه. چرا بی جهت اعصاب خودمان را خورد کنیم. هزارتا بدبختی و اعصاب خوردی دیگر داریم.

جواب دادم : خانم مسئولیت اجتماعی ما ایجاب می کنه که لااقل ناراحتی و اعتراض خودمون رو نسبت به این رفتارها اعلام کنیم. نباید بی تفاوت بود. این بی تفاوتی باعث میشه این رفتارهای غلط هیچوقت اصلاح نشه.

موقع پیاده شدن به آقای راننده گفتم من الان می تونم به شما همون کرایه 1000 تومان رو بدم اما اینکار رو نمی کنم چون با این توافق سوار ماشین شما شدم که همین مقدار که می خواهید رو پرداخت کنم اما بدونید که با نارضایتی تمام این پول رو به شما میدم.

آخرین چیزی که دیدم و در ذهنم نقش بست چهره متعحب دانشجوی مسافر و قیافه عصبانی راننده تاکسی بود که به سرعت بدون اینکه پاسخش را بشنوم دور شد.

به جلسه علمی مربوط به حقوق بشر رسیدم و استفاده کردم . در تمام طول مسیر برگشت از جلسه مزبور به آموخته های حقوق بشری ام از این نشست و از اتفاقات خیابان های شهرم فکر می کردم. به اینکه چرا مسئولیت اجتماعی برای بسیاری از ما شهروندان هیچ مفهومی ندارد و اینکه ساز و کار نظارتی برای تضمین رفتار درست و قانونمند نباید همیشه توسط یک سازمان و نهاد ناظر که دارای قوه قهریه است و جریمه می کند، اِعمال شود. البته نیاز به چنین نظارت هایی نیز در جای خود به قوت خود باقی است اما ناظر واقعی برای ساختن جامعه وتحکیم خوبی ها و رعایت حقوق بشر من و شما هستیم و ما می توانیم هر یک در جایگاه مدنی خود عنصری درستکار باشیم و به حداقل ضوابط اخلاق مدنی پایبندی نشان دهیم و در مقابل رفتارهای دیگران نیز اگر خلافی دیدیم حساسیت نشان داده و دست کم نارضایتی و اعتراض خود را بیان داریم نه اینکه خود در خلافها شریک شویم یا با سکوت منفعلانه خود خلافها را تثبیت نمائیم. سکوت و بی تفاوتی در مقابل نقض حق، آغاز حرکت قهقرائی یک جامعه  است و هیچ دستاوردی جز گسترش بدی ها نخواهد داشت.

نکته آخر اینکه همش نباید از سو عملکرد صاحب منصبان بنالیم بلکه رفتارهای خودمان را نیز ارزیابی کنیم که هر روزه تا چه میزان باعث نقض حق دیگران می شویم.

 فکر کنم شماها هزاران مورد دیگر مشابه تجربه دو روز قبل منو الان در ذهن خود مرور می کنید. همین مرورها و تامل های مربوطه احتمالا برای همه ما مفید است.

 

تقریر: محبوبه کوهستانی

انتهای متن/ کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران

نظرات کاربران

نظردهی

نام*
ایمیل
نظر شما*
نظر شما پس از تایید اپراتور نمایش داده خواهد شد