شنبه ۶ خرداد ۱۳۹۶
|
|

خبر سخنرانی دبیر کمیسیون حقوق بشر اسلامی در زمینه جایگاه مطالعات فلسفی در نظام بین المللی حقوق بشر

پیرو هماهنگی های انجام شده، در مورخ19/10/92 دبیر کمیسیون حقوق بشر اسلامی در محل مجتمع آموزش عالی فقه  جامعه المصطفی(ص) در قم بحثی در خصوص موضوع جایگاه مطالعات فلسفی در نظام بین المللی حقوق بشر ارائه کرد. در این نشست علمی، دبیر کمیسیون ابتدا با ذکر این مقدمه که مطالعات فلسفی وحقوق بشر را  در دو سطح می توان مورد مطالعه و بحث قرار داد، یاد آوری نمود که سطح اول بحث به این نحو است که  به طور آزاد مبانی فلسفی و الزام آوری قواعد حقوق بشر مورد بررسی قرار گیرد و مکاتب متنوع در این زمینه مطرح و یکایک حق ها و آزادی های بشری از منظر مکاتب فلسفی تبیین شود. سطح دوم بحث به این صورت است که قلمرو این نسبت سنجی را محدود تر و دقیق تر کنیم که عنوان جلسه حاضر از این زاویه است چرا که قرار است نگاهی به جایگاه مطالعات فلسفی در نظام بین المللی حقوق بشر بیندازیم ودر این عنوان ما به طور کلی به حقوق بشر نخواهیم پرداخت بلکه در قالب نظام بین المللی حقوق بشر بررسی می کنیم که نظام بین المللی نیز تعریف مشخص و تاریخ معینی دارد. وی سپس با ارائه چارچوبه ای از دامنه مفهومی مطالعات فلسفی وهمچنین نظام بین المللی حقوق بشر، اعلام داشت: منظور از مطالعات فلسفی کلیه مطالعاتی است که به انسان، جهان،مبانی حقها وتکلیفها می پردازند ودر این حیطه دانشهای مختلفی اعم از فلسفه محض یا مباحث معرفت شناسی، جهان شناسی ، انسان شناسی،اخلاق، کلام وفلسفه های خاص یا مضاف در حیطه دانش حقوق و به طور خاص فلسفه حقوق بشر مشارکت دارند. هم چنین کلیه مطالعات روش شناسانه فلسفی وعقلی در این حیطه وارد می شوند. منظور از نظام بین المللی حقوق بشر نیز نظامی است که از حیث هنجاری و سازوکارهای نظارت وتضمین رعایت حقوق بشر پس از شکل گیری سازمان ملل ایجاد شده وطی بیش از 6 دهه توانسته که صدها سند و قاعده حقوقی را به جهانیان معرفی کند و زمینه ای فراهم آورده که در سطوح منطقه ای نیز هنجارهای مصوب این نظام وارد شده و در قالب سندهای منطقه ای مورد پذیرش قرار گرفته است یا حتی در سطوح ملی به قوانین اساسی کشورها وارد شده چنانچه امروزه بازتاب اعلامیه جهانی حقوق بشر به عنوان یکی از اسناد اولیه نظام بین المللی حقوق بشر را در قوانین اساسی خیلی از کشورها می توان ملاحظه کرد وحتی برخی از کشورهای مسلمان مثل افغانستان در قانون اساسی خود صراحتاً به این سند استناد کرده اند. این نظام هم اینک مشتمل بر دهها نهاد تخصصی حقوقی است که راجع به حق های مختلف انسانی نظارت و ارائه تفسیر می کنند و دولتها و متفکران سراسرجهان دائما در این چارچوب، تعامل متقابل دارند .

ضیائی فر  پس از ذکر مقدمه مفهوم شناسانه فوق الذکر تاکید نمود که از حیث فرضیه های قابل بررسی در بحث حاضر،  دو فرضیه مقابل هم را باید مورد واکاوی قرار داد: فرضیه ایجابی این است که مطالعات فلسفی در نظام بین المللی حقوق بشر برجستگی دارد و نمود آن در ابعاد مختلف حق های انسانی  و اسناد مربوطه منعکس است و قابل مشاهده و ارزیابی می باشد. ولی فرضیه مقابل که جنبه سلبی دارد اعلام می دارد که نظام بین المللی حقوق بشر بیشتر عملگرا ست ومبتنی بر قواعد دقیق حقوقی فعالیت می کند وجنبه کاربردی پیدا کرده فلذا دیگر بحثهای فلسفی  و انتزاعی جایگاه چندانی در این نظام ندارد واین گونه بحثها بیشتر در سطح محافل علمی خارج از نظام بین المللی حقوق بشر نمود و رواج دارد.

وی در ادامه تاکید کرد که از حیث روشی، بیشتر بررسی مورد نیاز برای پاسخ  دهی به پرسشهای اساسی قابل طرح در موضوع حاضر، روش استقرائی است که داده های مختلف را گرد آوری کرده وسپس ارزیابی ارائه می نماید که جایگاه مطالعات فلسفی در نظام حقوق بین الملل معاصر کجاست؟ فلذا نمی توان بر اساس کلیاتی مفروض یا  چند گزاره  معین  و به صورت قیاسی به نتایج جزئی دقیق رسید بلکه حتی لازم است دقیقا تاریخ نظام بین المللی حقوق بشر و تحولات مزبور را نیز کالبد شکافی کنیم تا از گذر شناخت جزئیات چگونگی شکل گیری قواعد مختلف نظام بین المللی حقوق بشر، اثرگذاری مطالعات فلسفی را ردیابی کنیم تا معلوم شود که چه اندیشه هائی در این روند غلبه داشته یا کدام اندیشه ها چندان حضور قابل توجهی نداشته یا ندارند.

سخنران در ادامه با اعلام اینکه جهت بررسی دقیقتر موضوع ، بهتر این است که تاریخ شصت وچند ساله نظام بین المللی حقوق بشر را به چند دوره تقسیم کنیم، سه دوره را مورد اشاره قرار داد ودر مورد هر دوره توضیحاتی ارائه کرد: دوره شکل گیری نظام بین المللی حقوق بشرمربوط به سالهای 1945 الی 1948 ، دوره فعالیت نظام بین المللی حقوق بشر در بستر جهان دو قطبی بلوک شرق وغرب، دوره سوم پس از فروپاشی نظام دو قطبی تاکنون که در دوره اخیر به طور ویژه باید سه یا چهار سال اخیر را ویژه بررسی کرد چرا که اتفاقات مهمی در این چند ساله در اسناد حقوق بشر ونظام بین المللی ذیربط بوقع پیوسته است.

ضیائی فر پس از توضیحات مختلف در مورد ویژگی های هر یک از سه دوره یاد شده، به بررسی جایگاه مطالعات فلسفی در هر یک از سه دوره مذکور پرداخت. وی در مورد تاثیر مطالعات فلسفی در بدو شکل گیری نظام بین المللی حقوق بشر گفت: منابع فارسی در این خصوص تقریر هائی ارائه کرده اند که برای همه شما قابل دستیابی است مثلا کتاب در هوای حق وعدالت استاد موحد یا کتاب حقوق و  آزادی های اساسی بشرتالیف دکتر سید محمد هاشمی یا کتاب تاریخچه اعلامیه جهانی حقوق بشر ترجمه مرحوم پوینده یا کتاب حقوق بشر مرحوم استاد محمد تقی جعفری یا کتاب حقوق بشر تالیف دکتر قاری سید فاطمی وکتاب کشورهای اسلامی وحقوق بشر تالیف دکتر محمد حسین مظفری را ببیندید تقریری در این خصوص ارائه کرده اند . برخی گفته اند که در اعلامیه جهانی حقوق بشر نظریات مکتب حقوق طبیعی یا آنچه برخی از محققین بر آن تاکید دارند، مکتب فکری «قانون طبیعی» نمود یافت و این اندیشه بود که محور تدوین نظام جدید دیده شد. ولی برخی دیگر تقریری متفاوت ارائه کرده اند بدین صورت که گفته اند حقوق طبیعی یا قانون طبیعی مورد توجه قرار نگرفت و با مبنائی قراردادی و پراگماتیستی مواد اعلامیه جهانی حقوق بشر تدوین گردید.  وی با ذکر نمونه هائی از اظهار نظرهای منتشره در منابع فارسی، به منابع لاتین نیز اشاره کرد و افزود: در منابع اصلی انگلیسی یا فرانسوی نیز تقریرهای  متفاوتی در این خصوص می توان یافت و اسناد مختلفی در مورد هر دیدگاه مشاهده می شود که نشان می دهد هر یک از اندیشه های فلسفی چه تاثیراتی بدو شکل گیری نظام بین المللی حقوق بشر معاصر داشته اند. ضیائی فر پس از اشاره به منابع قابل استفاده انگلیسی در این زمینه، جمع بندی کرد که شواهد و دلائل مستند حاکی از این است که دیدگاههای ترکیبی فلسفی و نظری در اسناد اولیه نظام بین المللی حقوق بشر نمود یافته اند. وی سپس به طور خاص به نقش اندیشه های اسلامی در آن زمان پرداخت وتصریح نمود که متاسفانه در آن وقت بسیاری از کشورهای اسلامی یا مستعمره بودند و به استقلال نرسیده بودند و یا اینکه دولتهایی داشتند که دغدغه ای در قبال طرح مطالعات فلسفی اسلامی نداشتند وهمین امر باعث شد که عملا هیچ نمودی از اندیشه اسلامی را در بدو شکل گیری نظام بین المللی حقوق بشر شاهد نباشیم مگر چند ابراز مخالفت عربستان با برخی از مواد پیش نویس اعلامیه جهانی حقوق بشر که آن هم در سطح عدم انطباق مواد یاد شده با موازین فقهی، مورد اعتراض قرار گرفت نه اینکه بحث فلسفی یا مبنائی مطرح شود.

ضیائی فر در ادامه به بررسی جایگاه مطالعات فلسفی در دوره دوم تاریخی نظام بین المللی حقوق بشر پرداخت و با یاد آوری اینکه در این دوره اتفاقات زیادی در سطح جهانی بوقوع پیوست،  به برخی از رویدادهای مهم از قبیل استقلال بسیاری از کشورهای اسلامی  وخارج شدن آنها از سیطره استعمارگران وعضویت آنها در سازمان ملل و شکل گیری بلوک جدیدی با عنوان عدم تعهد که مطالبات خاص خود را مطرح کرد و با سیطره شرق وغرب مخالف بود، انقلاب اسلامی در ایران و استقرار نظام حقوقی متکی بر موازین اسلامی، تدوین اعلامیه اسلامی حقوق بشر در قالب سازمان کنفرانس اسلامی در سال 1990 که معرف دیدگاهای فکری اندیشمندان مسلمان وکشورهای اسلامی بود، اشاره کرد و با مروری بر برخی اسناد مهم حقوقی این دوره ، کنفرانس جهانی حقوق بشر 1993 وین را نقطه عطفی از جهت تلاقی دیدگاههای متنوع فکری در سطح جهان دانست که باعث شد چند دیدگاه در کنار یکدیگر عرض اندام کنند . قبل از این کنفرانس نیز در مناطق مختلف جهان همایشهائی برگزار شد و نوعی تکثر دیدگاههای نظری وفلسفی به عرصه نظام بین المللی حقوق بشر ورود جدی پیدا کرد. در این دوره شاهد خودباوری بسیاری از متفکران اسلامی بودیم برای اینکه دیدگاههای خود را به صورت منقح در آورند و در سطح جهانی مطرح سازند و بدینسان نوید آینده  بهتری را برای جهان داشته باشند اما در سالهای بعد با فروپاشی نظام دو قطبی و غلبه لیبرالیسم بر اکثر مراکز فکری جهان  و پر کاری عبرت انگیز فکری آنها عملا آینده بهتر حاصل نشد بلکه برخی انحرافات جدی در نظام بین المللی حقوق بشر جلوه گر شد چنانچه این انحرافات را در سالهای اخیر با وضوح بیشتر می توان مشاهده کرد.

ضیائی فر با توضیح برخی از مصادیق اسناد حقوقی دوره سوم نظام بین المللی حقوق بشر از جمله نوع مواجهه سازمان ملل با مقوله توهین به ادیان واسناد مربوطه، نوع مواجهه با روابط جنسی زن ومرد و بحث هم جنس گرائی،نوع مواجهه با تعریف دین و آزادی دینی وآزادی بیان و برخی از حیطه های مباحث حقوق اقتصادی اجتماعی وفرهنگی، تاکید کرد که در این اسناد کاملا مشخص است که لیبرالیسم محور و مبناست و همین دیدگاه ومطالعات فلسفی مربوطه، مبنای بسیاری از قواعد حقوقی و تفاسیر مراجع نظارتی نظام بین المللی حقوق بشر قرار می گیرد . وی افزود: در قبال این روند، متاسفانه تولید فکر مناسب از سوی متفکران اسلامی صورت نمی گیرد وآنچه ارائه شده نیز ابداً هم خوانی با نیازهای علمی ندارد چرا که بسیاری از مولفان مطالعات فلسفی، شناخت درستی از نظام بین المللی حقوق بشر ندارند و بحثهای خود را مستند ارائه نمی کنند تا در تقابل با دیدگاههای مراکز فکری لیبرال، مطرح شود. متاسفانه دیپلماتهای کشورهای اسلامی نیز در این زمینه ها تخصصی ندارند یا دلبستگی دیده نمی شود که بحثهای مبنائی را دقیق ودرست شناخته و مطالعات مربوطه را در عرصه فرایندهای هنجارسازی بین المللی حقوق بشر مطرح کنند.

ضیائی فر در پایان بحث خود با ارائه برخی نتایج توصیه ای  وتجویزی خطاب به مراکز فکری فلسفی کشورمان از دانش پژوهان جوان خواست که تحرک جدی در این مقوله ها را در دستور کار قراردهند و با بهره مندی از راهنمائی اساتید بزرگ فلسفه در حوزه و دانشگاه و اساتید حقوق، جریان پویای فکری را به جهان معرفی کنند که در عرصه نظام بین المللی حقوق بشر به چشم آید و تاثیر گذار باشد. وی تاکید کرد که اگرچه در نظام بین المللی حقوق بشر ظاهرا همه بحثها حقوقی وسیاسی است و پیرامون قواعد شناخته شده مذاکرات صورت می گیرد ولی در  عرصه های مختلف حقوق بشر، نمود مطالعات فلسفی و روشهای مطالعاتی فلسفی ومنطقی را مستقیم یا غیر مستقیم می توان یافت و این نشان می دهد که خیلی از مفروضات قطعی نظام بین المللی حقوق بشر بدون تکیه بر بنیادهای نظری فلسفی قابل طرح نیست. بنابر این باید در قبال یک چنین جبهه بزرگ و جهانی، طرحی جهانی و مطالعاتی متناسب و اساسی را در دستور کار قرار داد که هم تولیدات لازم فلسفی عرضه شود وهم تولیدات لازم فقهی وحقوقی و هم راهکارهای مناسب مبتنی بر اندیشه دینی برای اجرایی نمودن درست قواعد وهنجارهای حقوق بشر در سطوح ملی وجهانی.

پس از ارائه بحث دبیر کمیسیون ، پرسش وپاسخ انجام شد که در هر مورد توضیحات فشرده ای از سوی سخنران ارائه گردید ودر پایان با صلوات بر محمد وآل محمد این نشست علمی پایان یافت.

روابط عمومی کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران

 

 

انتهای متن/ کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران

نظرات کاربران

نظردهی

نام*
ایمیل
نظر شما*
نظر شما پس از تایید اپراتور نمایش داده خواهد شد