پنجشنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۶
|
|

بسیار سفر باید ...

امسال عید قربان برای کارکنان مجموعه دفتر مرکزی کمیسیون رنگ و بویی دیگر داشت و عیدی شد فراموش نشدنی!!! چرا که پدر یکی از همکاران محترم کمیسیون در سفر ملکوتی خود به بیت الله الحرام پس از انجام مناسک حج پیش از انجام تقصیر(تراشیدن سر) به دلیل ایست قلبی چشم از جهان فرو بست و از میان ما رفت.

یک هفته پس از عزیمت آن بزرگوار، برای دیدار با خانواده داغدار و عرض تسلیت به ایشان به خدمتشان رسیدم و دیدن برخی شگفتی ها که قابل وصف نیست...

مرسوم است هنگامی که عزیزی از دست می رود بازماندگان از رنگ سیاه برای بیان حزن و اندوه درونی یاری جسته و نه تنها لباس سیاه بر تن می کنند بلکه با آویختن پارچه های مشکی بر درب منازل یا محل کسب خود، اطرافیان را از آنچه حادث شده مطلع می سازند. صدای تلاوت قرآن طنین انداز می شود و شیون هایی که دل هر عابری را نیز به درد می آورد.

همانطور که اشاره شد، از آنجا که ابوی مرحوم همکارمان برای انجام مناسک حج به همراهی همسر محترمشان به بیت الله الحرام شرفیاب شده بودند. دور از ذهن نیست که برای بازپس فرستادن پیکر متوفی چه راه طولانی و پر پیچ و خمی باید طی می شد و زمانی لازم بود که تخمین آن برای همگان دشوار.

گویا مادر محترم همکارمان با اولین پرواز از عربستان به ایران باز می گردد و دل شکسته از رفاقت نیم راهی همسر در این سفر، در آغوش فرزندان دلبند صبر و شکیبایی را پیشه می کند.

اگر با نگارنده همسفر بودید مفهوم شگفتی فوق الذکر را بهتر درک می کردید وقتی می دیدید که یک پدر دلسوز و مشفق وشناخته شده در شهر خود از دست رفته جنازه او هنوز به ایران برنگشته اما صاحبان عزا آن گونه صبورانه عمل کرده اند که حتی برخی از همسایگان از این رحلت مطلع نباشند چرا که مبادا قبل از خاکسپاری اسباب مزاحمت کسی را فراهم کنند.

همسایه ها برای عرض خوشامدگویی و حجکم مقبول به منزلشان می رفتند و بچه ها که به احترام مادر و رعایت حال او از پوشیدن لباس سیاه اجتناب کرده بودند مثل پروانه در رفت و آمد بودند و از میهمانان پذیرایی می کردند، صبورانه هیچ کدام گریه نمی کردند، گویی پدر حضور داشت و از آنها می خواست که مبادا با اشکهایشان میوه و چای که برای پذیرایی مهیا بود بر مهمانان زهر نشود. اندوه در دل داشتند و ادب در چهره و رفتار و تسلیم به رضای حق...

هر مخاطبی با ملاحظه خانواده داغدار براحتی در می یافت که مصیبت دیدگان طوری تربیت شده اند که نه تنها مزاحمتی ندارند بلکه بزرگترین درس را به اطرافیان می دهند. رضایشان در گرو رضای حق و مشیت الهی بود. بدین ترتیب حق همسایه، دوست، آشنا و وابستگان را محترم می شمردند.

این سفر درست یک روز قبل از عید سعید غدیر بود و این خانواده مکرم که از خانواده سادات نیز بودند به نگارنده بزرگترین عیدی را دادند. یک عیدی گران بها...

ایمان به اینکه مؤمنان زنده جاویدند و در نزد پرورگارشان روزی می خورند پس باید ضمن ایمان به عالم نادیده و برپا داشتن نماز، از هرچه روزی ما کرده اند انفاق کنیم ولو به تبسمی .

انتهای متن/ کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران

نظرات کاربران

نظردهی

نام*
ایمیل
نظر شما*
نظر شما پس از تایید اپراتور نمایش داده خواهد شد