یکشنبه ۳۰ مهر ۱۳۹۶
|
|

بررسی چالش های حقوق اقلیت نژادی مردم سیاهپوست در ایالات متحده

آمریکا از عدم تبعیض تا تبعیض مثبت!

بررسی چالش های حقوق اقلیت نژادی مردم سیاهپوست در ایالات متحده

 

  1. مقدمه

برابری، سرآغاز و سنگ بنای نظام معاصر حقوق بشر در سطح جهانی است. معیاری که بدون آن، جهت عدالت که به مثابه قبله ی دانش حقوق می باشد بی تردید به انحراف می گراید. سرآغاز بودن برابری در سیر تحولات حقوقی، به معنای رسیدن آن به انتهای آمال بشری امروز نیست. هنوز باوجود تک تازی های ماشین پر سر و صدای حقوق بشر در مسیر آزادی، صداهایی هستند که خاموش مانده اند و فرصت نیافته اند که به مثابه اکثریت فریبا در مسیر آزادی، آزادانه گام بردارند. اگر آنها هم فرصت می یافتند شاید دنیای امروز رنگ دیگری می داشت. رنگ ها! آری امروز رنگ ها خود مسئله شده اند؛ اینک در کشوری که رنگارنگیش شهره ی عالم است. شکایت از طرف رنگین پوست هاست؛ اقلیت های نژادی، که سفید پوستان اکثریت صدایشان را نمی شنوند و تبعیضهای علیه آنان را نمی بینند. اما اقلیت دیگر نمی خواهند خاموش باقی بمانند. اعتراضات خیابانی جولای 2013 پاسخی به وضع موجود بود.

از زمان صدور حکم مشهور دیوان عالی آمریکا در سال 1857 در پرونده ی درد اسکات علیه سندفورد به قضاوت راجربی.­تنی که طی آن سیاهپوستان را چه آزاد و چه برده ذاتاً پست می نامید و حقوق شهروندی برابر با دیگران در برابر قانون را برای آنها انکار می کرد،مدت زیادی می گذرد.[1] آن قضیه، که بدترین رأی دیوان عالی آمریکا لقب گرفته، دیگر به آن شکل تکرار نشد و تاریخ آمریکا تحولات زیادی را پشت سر گذراند. سالهای پر از مبارزه ی سیاهان علیه قوانین تبعیض آمیز از خاطر زدودنی نیست و قانون مدنی 1968 از مهمترین دستاورد های آن بود ولی هیچگاه مدینه فاضله برابری سیاهان به بار ننشسته و تا زمان حاضر هر از چندگاهی اشکال جدیدی از تبعیض نژادی به صورت آشکار یا پنهان و مستقیم یا غیر مستقیم بروز می کند که خاطرات تلخ نظام برده داری  دوباره زنده می شود. نمونه ی اخیر آن تصمیم هیأت منصفه ی دادگاه فلوریدا در جولای 2013 بود مبنی بر آزادی از اتهام "جرج زيمرمن" نگهبان سفيدپوست آمريکايي که در ۲۶ فوريه ۲۰۱۲ "ترایوون مارتين" نوجوان آفريقايي-آمريکايي، را در مقابل خانه پدرش در شهر سنفورد در ايالت فلوريدا به ضرب گلوله به قتل رساند.[2] حادثه ای که در چند سال اخیر در امریکا به طرز عجیبی به صورت خبری در ایالات مختلف تکرار می‌شود.در پی این حکم بود که اعتراضات گسترده ای در سراسر آمریکا مطرح شد و آن را نوعی دیگر از تبعیض نژادی ارزیابی کردند. با توجه به این واقعیت های تبعیض که شمارشان در آمریکا کم نیست و به برکت رسانه ها خیلی از موارد بر کسی پوشیده نمی ماند، سؤالی که مطرح می شود اینست که چرا و چگونه در یکی از بزرگترین کشورهای مدعی دموکراسی و آزادی هنوز مشکل تبعیض نژادی که یکی از قدیمی ترین مسایل حقوق بشر می باشد، وجود دارد؟ و برای رفع این نگرانی چه تدابیری اتخاذ شده است؟ در این نوشتار پس از ارائه اطلاعات آماری از وضعیت موجود، به بررسی چالش های موجود اقلیت های آمریکا به ویژه اقلیت نژادی آفریقایی تبار پرداخته و سازکار تبعیض مثبت که به عنوان یکی از سیاست های رفع تبعیض و برقراری عملی مساوات به کار گرفته شده، مورد تحلیل قرار گرفته است و در پایان، برداشت آخر از این بررسی اجمالی به عنوان نتیجه تقدیم مخاطبان ارجمند می گردد.

  1. واقعیت های آماری از تبعیض نژادی در آمریکا

بر اساس اطلاعات مرکز آمار ایالات متحده، آمریکاییان آفریقایی تبار (سیاهپوستان) به تنهایی 13 درصد جمعیت کشور را تشکیل می دهند و بزرگترین اقلیت نژادی در این کشور هستند.[3]بر اساس آمارهایی که توسط نهادهای مدنی و رسانه های مستقل منتشر می شود، شکاف قابل توجهی بین اقلیت سیاهپوست و اکثریت سفید پوست از لحاظ وضعیت معیشتی و دسترسی به امکانات دولتی و عمومی و از طرف دیگر رفتار نهادهای دولتی نظیر نیروهای امنیتی و دستگاه قضایی وجود دارد. یکی از اشکال این تبعیض نژاد پرستانه، نحوه برخورد پلیس با سیاهان است. گسترش نژاد پرستی در بخش‌های دولتی آمریکا باعث شده بسیاری از افسران پلیس در ایالات مختلف با بی‌مبالاتی به مظنونان سیاهپوست خود شلیک و آنان را به قتل برسانند. بر اساس آمارهایی که توسط سایت جنبش مردمی ملکم ایکس منتشر شده، در این کشور به طور متوسط هر ۳۶ ساعت یک سیاه پوست به دست پلیس کشته می‌شود.[4] بر این اساس جنبش مردمی ملکم ایکس (Malcolm X Grassroots Movement) پس از کشته شدن ترایوون مارتین یک پروژه هیپهاپی به نام «هر 36 ساعت» یا « Every 36 Hours » برای افشای این واقعیت راه اندازی کرده و خواستار برقراری عدالت نژادی شده است.[5] در جدول زیر آمارهایی از شمار کشته شدگان مردم سیاهپوست در سال 2012 آمده است.

تعداد کشته شدگان در هر یک میلیون نفر سیاه پوست

جمعیت سیاه پوست

تعداد کشته‌شدگان از تاریخ 2012/1/1 الی 2012/6/30

نام شهر

25

396,115

10

Atlanta Metro(includes Clayton County)

10

946,745

9

Chicago Metro(includes Calumet

4

2,084,659

9

New York City

15

532,831

8

Dallas

15

409,481

6

Memphis

23

212,935

5

NewOrleans  (includes Gretna)

16

252,288

4

Jacksonville, FL

10

395,552

4

Baltimore

126

23,745

3

Saginaw

48

62,313

3

Tulsa

13

227,282

3

Cleveland (incl.Maple Heights)

6

521,925

3

Miami/Dade County (and Pompano Beach)

94

21,286

2

Dothan

24

84,036

2

Fayetteville, NC

13

156,535

2

Sacramento County (inclSac’to), CA

13

155,791

2

Birmingham, AL

6

323,974

2

Washington DC (includes Landover)

 

 

 از ژانویه سال ۲۰۱۲ نیروهای پلیس و امنیتی حداقل ۱۲۰ نفر از زنان و مردان سیاه پوست را به قتل رسانده‌اند که 69 درصد از آنها در سنین بین 13 تا 31 سال بوده اند. قطعا نمی‌توان همه این موارد  را تصادفی و غیر عمدی دانست.

 

نشریه مرکز امریکن پراگرس (Center for American Progress) با نگاهی به تبعیض های نژادی نهفته در دستگاه قضایی آمریکا به بیان 10 واقعیت تکان دهنده درباره وضع رنگین پوستان و دستگاه قضایی این کشور پرداخته و نوشته است:امروز، مردم رنگین پوست بیش از سفیدپوستان در معرض تبعیض در حوزه های مختلف قرار دارند؛ پلیس آنها را بیش از دیگران مورد بازرسی و بازجویی قرار می دهد و تعداد رنگین پوستانی که به اعدام محکوم می شوند ، بیشتر است. این ده واقعیت بدین قرار هستند: [6]

نخست اینکه  رنگین پوستان حدودسی درصدجمعیت آمریکاراتشکیل میدهنداما شصت درصدزندانیان ازمیان آنهاست. ازسال 1970 تا 2005 جمعیت زندانها 700 درصدافزایش یافته است.این رقم ازنسبت های جمعیت وجرائم نیز پیش افتاده است. ازهر پانزده مرد آمریکایی آفریقایی تبار  وازهرسی وشش لاتین تباریک نفر به زندان میافتنددرحالیکه برای مردان سفیدپوست این نسبت یک درصد وشش نفراست.

 

 دوم آنکه  براساس آماراداره آمارایالات متحده، ازهرسه مردسیاهپوست،یک نفربایدانتظارداشته باشدکه درطول دوران حیات خودبه زندان برود.احتمال  اینکه سروکاررنگین پوستان به دستگاههای قضایی واجرایی بیفتد،خیلی زیاداست.طبق گزارش وزارت دادگستری،احتمال اینکه سیاهان ولاتین تبارهاحین رانندگی متوقف وبازرسی شوند،سه برابربیشترازسفیدپوستان است.

 

همچنین احتمال این که  آمریکاییهای آفریقایی تبار بازداشت شوند ، دو برابر  بیشتر واحتمال اینکه از زورعلیه آنها استفاده شود،چهاربرابراست.

 

سوم اینکه دانش آموزان رنگین پوست بیش از هم کلاسی های سفیدپوست خود در معرض تنبیه و مجازات قرار دارند و این به افزایش بازداشت میان دانش آموزان رنگین پوست منجر شده است. دانش آموزان سیاهپوست و لاتین تبار بیش از هفتاد درصد بازداشت های مرتبط با مدارس یا ارجاعات به دستگاه قضایی را تشکیل می دهند.

 

چهارم اینکه ، طبق تازه ترین اطلاعات و گزارش وزارت آموزش ، دانش آموزان آفریقایی تبار اغلب بیش از دیگر همکلاسی های سفیدپوست خود بازداشت می شوند.طبق این گزارش ،در سال تحصیلی 2009-2010  نودوشش هزاردانش آموز بازداشت شده و 242 هزارنفر به دستگاه قضایی ارجاع داده شده اند.ازاین تعداد،بیش از هفتاد درصد،سیاهپوست ولاتین تباربوده اند.تنبیهات سخت درمدارس ازتعلیق تا بازداشت ، باعث شده است شمار نوجوانان  رنگین پوست که سروکارشان به دستگاه قضایی میافتد،به طورقابل ملاحظه ای افزایش یابد.

 

 پنجم اینکه ، درصد نوجوانان  آفریقایی تبارزندانی بیش ازجوانان سفیدپوست است واحتمال اینکه وارد زندان بزرگسالان شوند،زیادتر است.اگرچه این نوجوانان  شانزده درصدکل جمعیت نوجوانان آمریکایی راتشکیل میدهنداماسی وهفت درصد موارد در دادگاه های جنایی به این گروه تعلق دارد.

 

 ششم آنکه ،  در سه دهه گذشته،شمار زنان زندانی تا 800 درصدافزایش یافته است که اکثرشان زنان رنگین پوست هستند. در حالی که شمار زنان زندانی نسبتا پایین است ، میزان نابرابری های قومی و نژادی تکان دهنده است.زنان آفریقایی تبار سه برابر بیشتر اززنان سفیدپوست به زندان می روند .زنان لاتین تبار نیز در مقایسه با زنان سفیدپوست 69 درصد بیشتر به زندان می روند.

 

 هفتم اینکه ، مبارزه با مواد مخدر نیز اساسا در محلات و جوامع رنگین پوستان جریان دارد. به گفته دیده بان حقوق بشر ، اقلیت های رنگین پوست بیشتر از سفیدپوستان مواد مخدر مصرف یا خرید و فروش نمی کنند اما میزان دستگیری ها میان آنها بیشتر است.آفریقایی تبارهای آمریکا چهارده درصد مصرف کنندگان مواد مخدر را به خود اختصاص می دهند اما سی و هفت درصد کسانی که در این رابطه دستگیر می شوند ، سیاهپوست هستند.از سال 1980 تا 2007، حدود یک نفر از سه نفر  در 25.4 میلیون بزرگسالی که دررابطه با مواد بازداشت شدند،آفریقایی تباربودند.

 

 هشتم اینکه  متهمان سیاهپوست وقتی بازداشت میشوند احکام طولانی مدت می گیرند.کمیسیون صدوراحکام آمریکامیگوید،در سیستم فدرال،مجرمان سیاهپوست حکم هایی دریافت میکنندکه ده درصدطولانی تر ازاحکام صادرشده برای سفیدپوستان با همان جرم است.

 

 نهم آنکه  قوانین انتخاباتی که افراد دارای سوابق کیفری از رای دادن محروم می کند ، بیشتر ، مردان رنگین پوست را تحت الشعاع قرار می دهد.آن طور که برآورد می شود ، پنج و سه دهم میلیون آمریکایی  به علت پیشینه کیفری حق رای دادن ندارند.این محرومیت درنتیجه نابرابریهای نژادی شدیدتر می شود و در نهایت سیزده درصد مردان آفریقایی تبار حق رای دادن ندارند.

 

 و دهم  اینکه،مطالعات نشان میدهد رنگین پوستان بعدازآزادی اززندان نیز با تبعیض درمیزان دست مزد روبروهستند.مدت حبس دراین خصوص تاثیرگذاراست وبرای مردان و زنان سیاهپوست بیشتر از سفیدپوستان است.تعدادی ازایالت ها کارکردن افراد دارای محکومیت های خاص رادرصنایع بهداشت عمومی مانند پرستاری،مراقبت ازکودک ومراقبت های بهداشتی درخانه منع کرده اند.دراین خصوص نیز بیشترین تاثیر بر رنگین پوستان است.

طبق نطرسنجی گالوپ که در سال 2008 انجام شده، نتیجه گرفته که بیش از سه چهارم سیاهپوست ها معتقدند که در آمریکا نژادپرستی علیه سیاهان وجود دارد. نمودار زیر نتیجه ی این نظرسنجی را نشان می دهد:[7]

البته بایستی توجه داشته که همه ی این تبعیض ها نتیجه ی مستقیم برنامه های دولت نیست بلکه بیشترین دلایل آن به احساسات نژادپرستانه ی مردم سفید پوست بر می گردد که ریشه در فرهنگ خود برتر بینی آنها دارد.

  1. آمریکا و موازین بین المللی منع تبعیض

از منظر تعهدات بین المللی، ایالات متحده عضو کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض نژادی (ICERD) و میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی (ICCPR) است و نیز میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (ICESCR) و کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض علیه زنان (CEDAW) را امضا کرده اما هنوز به تصویب کنگره نرسانده است؛[8] در نتیجه طبق نظام حقوقی داخلی،اسناد اخیر الذکر قابلیت اجرایی پیدا نکرده است.

کمیته منع تبعیض نژادی در هفتاد و دومین نشست خود در تاریخ 8 می 2008  در آخرین بررسی که از وضعیت تبعیض نژادی در ایالات متحده به عمل آورده پس از وصول گزارشی که کشورهای عضو طبق ماده ی 9 کنوانسیون رفع کلیه اشکال تبعیض نژادی، به کمیته ارائه می دهند، با استقبال از برخی اقدامات صورت گرفته که مثبت ارزیابی شده ، در مورد برخی از شرایط و اتفاقات موجود در آمریکا ابراز نگرانی کرده است. از جمله اینکه از رأی دیوان عالی که برخی از ایالات را از اتخاذ تدابیر تبعیض مثبت بر اساس نژاد باز داشته، به شدت انتقاد کرده است.[9]کمیته در این گزارش خود اذعان داشته که اقدامات حمایتی خاص می تواند به مثابه ابزاری برای از بین بردن نابرابری های پایدار که برخی از گروهها را از برخورداری از حقوق بشر و آزادی های اساسی محروم کرده، استفاده شود و لغو کردن آنها قابل توجیه نیست. در نتیجه دوباره تأکید کرده در جاییکه شرایط اقتضا می کند اتخاذ اقدامات حمایتی خاص ضروری است و به ایالات متحده توصیه کرده باز آن برنامه ها را در دستور کار قرار دهد.[10] در بند دیگری از گزارش نهاد یا دشده آمده است که بررسی ها نشان می دهد که اقلیت های نژادی، قومی و ملی خصوصاً آفریقا تبار ها و لاتین تبار ها از شرایط معیشتی مساعدی برخوردار نیستند و آنها عمدتاً در مناطق فقیر نشین بدون دسترسی به خدمات بهداشتی اسکان داده شده اند، دسترسی به فرصت های شغلی و تحصیلی برای آنها فراهم نیست و عمدتاً در معرض جرم و خشونت قرار دارند. کمیته در این زمینه به شدت احساس نگرانی کرده و توصیه هایی برای بهبود وضعیت کرده است.[11] تبعیض نژادی در نظام قضایی نیز از دیگر مواردی بوده که کمیته مزبور از آن انتقاد کرده است از جمله اینکه درصد حضور افراد متعلق به اقلیت ها به خصوص آفریقایی تبارها به نسبت جمعیتی که در کشور دارند نامتناسب است و گمان می رود این به خاطر رفتار تبعیض آمیزی و خشن تری است که مقامات قضایی نسبت به آنها دارند.[12]

گروه کاری کارشناسان امور حقوق مردم آفریقایی تبار در یک بازدید رسمی از ایالات متحده که در تاریخ 25 تا 29 ژانویه 2010 صورت گرفته، گزارش این بازدید را به پانزدهمین نشست شورای حقوق بشر ارائه کرده است.[13] در این گزارش آمده است که با وجود اینکه پس از تصویب قانون مدنی 1964 تبعیض های قانونی علیه آفریقایی تبار ها از سیستم حقوقی حذف شده اما هنوز هم آنها از تبعیض های پنهان و غیر مستقیم رنج می برند و این وضعیت در بسیاری از بخش های زندگی عمومی به چشم می خورد.[14]

 

  1. تبعیض علیه سیاهان در گذر تاریخ

سیاهپوستان، از ابتدای تاریخ تمدن تا به امروز، همواره مورد ظلم و آزار و اذیت نژادهایی قرار گرفته‌اند که ادعای برتری دارند. اما سیاهان در آمریکا حکایت دیگری دارند. اعتراض به منع تبعیض و برابری خواهی در آمریکا ریشه ای دیرینه دارد همانطور که خود تبعیض ریشه در تشکیل این کشور دارد. سیاهپوستان امروز آمریکا وارثان همان برده های دیروز هستند که در قرن 17 از سرزمین های مستعمره آفریقایی خریداری شده و برای کار اجباری در مزارع جنوب آمریکا بدون کمترین لحاظ حقوق انسانی به کار گرفته شدند. اگر چه برده داری در اواخرقرن نوزدهم در آمریکا ملغی شد، ولی نژاد پرستی نهادینه شده تا ده ها سال بعد ادامه داشت و سیاهان مورد ستم بودند. تا نیمه قرن بیستم سیاهان مجبور بودند از مکان های عمومی و مدارس جداگانه استفاده کنند والبته بهترین ها در انحصار سفید پوستان بود. آن ها به طور معمول از تبعیض در استخدام و مسکن رنج می بردند و حتی توسط بعضی سفید پوستان مورد آزار قرار گرفته و نمی توانستند از حق رای خود به طور کامل استفاده کنند.[15]

وقوع جنگ جهانی دوم و شرکت گسترده سیاهپوستان در دفاع از آزادی در مقابل فاشیسم، موقعیت این گروه نژادی را در تحولات داخلی آمریکا تغییر داد. اولین گام برای ارتقای موقعیت اجتماعی آنان، با ادغام واحدهای نظامی سیاه پوستان در دیگر واحدهای ارتش آمریکا در سال ۱۹۴۵ صورت گرفت. سپس دیوان عالی فدرال ایالات متحده آمریکا در سال ۱۹۵۴ که جمهوریخواهان در کاخ سفید حضور داشتند، با صدور حکم تاریخی براون در برابر هیئت آموزش جدایی نژادی در مدارس را غیر قانونی اعلام کرد. این حکم سیاهان را از یک تبعیض ناروای تاریخی نجات داد.[16]

اما مقاومت در برابر ادغام نژادی در ایالت‌های سابقاً برده دار همچنان به شکل جدی ادامه داشت. سیاهان همچنان از ورود به اماکن مخصوص سفید پوستان از جمله باشگاهها، رستوران‌ها و بارها محروم بودند. حتی در برخی از شهرهای جنوب، سیاهپوستان حق نداشتند بر روی صندلی مخصوص سفید پوستان در اتوبوس‌های عمومی بنشینند. اقدام خانم روزا پارکس در سال ۱۹۵۵ در شهر مونتگمری ایالت آلاباما روح تازه‌ای به مبارزات سیاهپوستان داد. پارکس در اقدامی شجاعانه، از بلند شدن از روی صندلی مخصوص سفید پوستان در یک اتوبوس عمومی خودداری کرد و توسط پلیس دستگیر شد. این اقدام، خشم سیاهان را شعله ور تر کرد. کشیش جوانی به نام مارتین لوتر کینگ یک تحریم چند ماهه را علیه سیستم حمل و نقل عمومی در ایالت آلاباما شکل داد. این اعتراض سپس به«جنبش حقوق مدنی»تبدیل شد. در سال 1964 با تلاش و کوشش مارتین لوتر کینگ «قانون حقوق مدنی» با هدف رفع تبعیص نژادی به تصویب رسید.[17]

 

جنبش حقوق مدنی از سال 1942 شروع شد و طی آن  تحریم، تحصن، تظاهرات و نافرمانی های مدنی از جمله تاکتیک ها بود که هزارن نفر به دلیل آن بازداشت شدند. صدها هزار نفر در تظاهرات و تحریم ها شرکت کردند که بعد از جنبش استقلال خواهی مردم هند، از هر جنبش دیگری بیشتر بوده است. مارتین لوترکینگ و سایر رهبران جنبش، ساتیاگراهای گاندی را به عنوان مدل مبارزاتی بدون خشونت برگزیدند.[18]مبارزات بدون خشونت و نافرمانی‌های مدنی باعث ایجاد بحران‌های متعدد مابین فعالان و دولت محلی، ایالتی و فدرال در ایالات متحده آمریکا شد که دولت، جامعه و اصناف را وادار به جبهه گیری در برابر بی عدالتی‌هایی که سیاهپوستان آمریکایی با آن مواجه بودند، می‌نمود.[19] سرانجام آنها در کسب مطالباتشان موفق شدند و قانون مدنی 1964 دستاورد این جنبش بود که برای اولین بار برابری کامل را تضمین کرد.

  1. اجرای سیاست های تبعیض مثبت

اما قانون مدنی 1964 پایان کار نبود؛ اثرات سالها ظلم و تبعیض علیه سیاهان اگرچه از صفحه ی کتاب قانون حذف اما در متن جامعه به این زودی زدودنی نبود. از طرفی دیگر تبعیض های گذشته جامعه ی مردم سیاهپوست آمریکا را فقیر، بی سواد و بیکار بار آورده بود؛ در نتیجه آنها زمانی به برابری قانونی دست پیدا کرده بودند که از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سطح سفیدپوستان نبودند و از قافله ی پیشرفت که سالها فقط سفیدپوستان بر مرکبش سوار بودند به واقع عقب مانده بودند. برابری واقعی و جبران تبعیض های گذشته زین پس مطالبه ی سیاهان شد. زیرا که با زینت بخشیدن صرف اسناد حقوقی به اصول آزادی و برابری دردی از دردهای مردم درمان نمی شود. آنها خواستار حمایت خاص دولت شدند تا ضعف هایشان را جبران کند، راهکاری که از آن به عنوان  تبعیض مثبت[20] تعبیر می شود.

1 5- مفهوم تبعیض مثبت

تبعیض مثبت به سیاست ها و عملکردهای حمایتی نظیر اعطای امتیاز و سهمیه در پذیرش دانشگاه و شرایط استخدامی و یا هر بخش دیگری اطلاق می‌شود که به اقلیت ها و همچنین دیگر گروههای اجتماعی آسیب پذیر مانند زنان، معلولان و غیره تعلق می گیرد که به دلیل اینکه در طول تاریخ از تبعیضات بسیاری رنج برده و در حال حاضر علیرغم برخورداری از تساوی شکلی حقوقی از برابری واقعی در مقابل اکثریت جامعه برخوردار نیستند؛ در نتیجه سازوکار حمایتی از جانب دولت می طلبد تا از وضعیت نامطلوب خارج شوند و به وضعیت بهتری دست یابند.[21]

در سال 1961 در ضمن دستور 1095 برای اولین بار دولت کندی تبعیض مثبت را به عنوان بخشی از حقوق مدنی در دستور کار قرار داد.[22] در همین راستا رئیس جمهور لیندون جانسون در دستور اجرای 11246 دستور دیگری را برای ارائه ی برنامه های تبعیض مثبت صادر کرد.[23] جانسون در یکی از سخنرانی های مهم در دانشگاه هاروارد در سال 1965 در دفاع از مسئله ی تبعیض مثبت اعلام داشت: «شما نمی توانید شخصی را سال ها در حالی که پاهایش را با زنجیر بسته اید نگه دارید و سپس او را آزاد کنید و به خط شروع مسابقه برسانید و به او بگویید که تو آزاد هستی با دیگران رقابت کنی! و به این صورت شما اعتقاد داشته باشید که عدالت و انصاف را کاملاً رعایت کرده اید».[24]

2 5- فلسفه تبعیض مثبت

تبعیض مثبت ریشه های نظری خودش را از عدالت اجتماعی می گیرد و به طور خاص عدالت توزیعی و عدالت جبرانی. عدالت توزیعی به عنوان یکی از مفاهیم پیچیده و بحث برانگیز عدالت ناظر به توزیع  منابع و امکانات می باشد. در عین حال که ایده مشترک در همه نظریات مربوط به عدالت توزیعی این است که در تخصیص منابع و باز توزیع امکانات در جامعه اعم از ثروت و مناصب عمومی، باید با مردمان رفتاری برابر داشت اما به تفاوت گذاری در بین افراد در باز توزیع امکانات قائل است.[25] در ظاهر امر تفاوت گذاری امری ناعادلانه و غیر موجه است، بنا براین مسئله اصلی در عدالت توزیعی توجیه برخوردهای نابرابر و زمینه هایی است که چنین برخوردهایی را موجه می کند. از توجیهات عقلانی – اخلاقی ارائه شده برای برخورد نابرابر، اصل دوم نظریه عدالت جان رالز معروف به اصل تفاوت است. اصل تفاوت به ما می گوید نابرابری های اجتماعی و اقتصادی به دو شرط قابل قبول هستند: نخست این که این نابرابری ها بایستی مختص به مناصب و مقام هایی باشند که تحت شرایط برابری منصفانه ی فرصت ها باب آنها به روی همگان گشوده است؛ و دوم این که نابرابری ها باید بیشترین سود را برای محرومترین اعضای جامعه داشته باشند.[26]

به لحاظ سیاسی حامیان برنامه های تبعیض مثبت دولت های رفاه هستند که برای مداخلات حمایتی خود در حوزه های اقتصادی، اجتماعی به نفع افراد ضعیف تر جامعه در چارچوب عدالت توزیعی و جبرانی، اقدامات خودشان را قابل توجیه می دانند. نکته ای که در رابطه با رفتار نابرابر باید توجه داشت اینست که لازم است بین نسل اول حقوق بشر و نسل دوم قائل به تفکیک شد. حقوق نسل اول که شامل حق های مدنی و سیاسی است در آن همه ی انسان ها برابر انگاشته می شوند و هیچ تبعیضی قابل توجیه نیست و دخالت دولت به حداقل می رسد اما در حقوق نسل دوم که اینجا منظور می باشد همان حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی هستند که همگان به طور برابر از آن برخوردار نیستند در نتیجه نیاز به مداخله ی دولت دارد تا در بازتوزیع ثروت و امکانات به کمک گروههای محروم جامعه و اقلیت ضعیف بشتابد.[27]

سیاست های تبعیض مثبت در آمریکا البته مخالفت هایی نیز به خصوص از جانب محافظه کاران  داشته است در سال ۲۰۰۳ چالش عمیقی میان لیبرال‌های طرفدار تبعیض مثبت و دولت محافظه کار جورج بوش در خصوص نظام سهمیه بندی دانشگاه‌ها از جمله در دانشگاه شیکاگو بروز کرد. اما از آنجا که تبعیض مثبت بر اساس حکم تاریخی دیوانعالی فدرال در ۲۵ سال پیش به تصویب رسیده‌است، تلاش محافظه کاران برای لغو امتیازات دانشجویان سیاهپوست به نتیجه نرسید. آنها استدلال می کنند که این سیاست ها مغایر با اصل برابری متمم چهاردهم قانون اساسی آمریکا و نوعی تبعیض معکوس به شمار می رود. این مسئله که آیا تبعیض مثبت با قانون اساسی سازگار است یا خیر، دیوان عالی آمریکا نظر داده است که اعمال تبعیض مثبت تحت شرایطی خاص اگر به منظور جبران تبعیض های گذشته باشد، مطابق با قانون اساسی است.[28]

3 -5- تأثیر برنامه های تبعیض مثبت

در حال حاضر در آمریکا در بخش های خصوصی و دولتی، قرارداهای پیمانکاری، دانشگاه ها، مهد کودک، مسکن و انتخابات محلی، اشکال مختلف تبعیض مثبت اعمال می شود.[29] مسئله ی مهمتر بررسی تأثیر این سیاست ها است. آیا اجرای سیاست های تبعیض مثبت در این کشور ، موفقیتی به همراه داشته است و توانسته تبعیض و موانع برابری  را رفع کند؟ به نظر می رسد برنامه های تبعیض مثبت در آمریکا توانسته است تبعیض ها را کاهش دهد اما نتوانسته به طور کامل از میان بردارد. مطالعات نشان می دهد که سیاست های تبعیض مثبت باعث شده که کارفرمایان نیروی کار بیشتری را از اقلیت ها استخدام کنند و دستمزد بالاتری نیز به آنها بپردازند؛[30] به عنوان مثال، قبل از تصویب قانون مدنی 1964، یک کارگر ساهپوست کمتر از 60 درصد از میزان یک کارگر سفید پوست دستمزد می گرفت در حالیکه در سال 1993 این میزان به 75 درصد رسید.[31] تعداد قضات و وکلای سیاهپوست در کشور از 2/1 درصد در سال 1978 به 1/5 درصد در سال 2000 رسید.[32] همینطور شمار پزشکان از 2 درصد به 6/5 درصد، شمار مهندسین از 1/1 درصد به 5/5 درصد و شمار اساتید دانشگاه از 6/2 درصد به 1/6 درصد رسید.[33] در بخش پذیرش دانشگاه نیز معلوم شد از وقتی که دانشکده ی حقوق دانشگاه تگزاس، برنامه ی تبعیض مثبت را در پاییز 1997 از میان برداشت، تعداد دانشجویان سیاهپوست به 11 نفر تنزل پیدا کرد به نسبت سال گذشته که 65 نفر بودند.[34]

سیاست های تبعیض مثبت در ایالات متحده  باعث شده فرصت های بیشتری  برای اقلیت های نژادی فراهم شود، در کار و تحصیل به موفقیت های نسبی دست پیدا کنند و یک طبقه ی بورژوازی از سیاهان شکل بگیرد و حتی مشارکت سیاسی خوبی داشته باشند  و بالاترین پست های سیاسی را به دست گرفته تا جاییکه «باراکاوباما» در سال  2009 به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد و برای اولین بار یک فرد از اقلیت نژادی سیاهان آفریقایی تبار توانست به رأس قدرت آمریکا راه پیدا کند.[35]ولی به نظر می رسدسیاست های عدم تبعیض در آمریکا علیرغم این ظواهر دموکراتیک، نتوانسته برابری واقعی همگانی به وجود بیاورد.

  1. برداشت آخر

با وجود آنکه برابری از نخستین خواسته های جنبش های حقوق بشری بوده اما هنوز هم در جای جای دنیا این خواسته ی اولیه ی بشری به طور کامل محقق نشده؛ همانگونه که برابری واقعی دغدغه ی اقلیت های آمریکا به ویژه آفریقایی تبارهاست.تبعیض نژادی علیه سیاهان آمریکا زخم های کهنه ای است که تا به امروز به طور کامل مداوا نگشته و گهگاهی در انتظار جرقه ای کوچک دهان باز می کند. جرقه هایی کوچک چون پرونده ی یک قتل و حکم یک دادگاه و آنگاه انعکاس رسانه ای وسیع که مرزها را در می نوردد و تبدیل به مسئله ای جهانی می شود. تظاهرات گسترده ی مردمی درجولای   2013در اعتراض به حکم دادگاه فلوریدا نشان داد که تا تحقق برابری کامل راه درازی در پیش است. آنها می پرسیدند که اگر «زیمرمن» سیاهپوست بود و «تریوان» سفید پوست، آیا باز نظر دادگاه یکسان می بود. مردم باور داشتند که صدور چنین حکمی ناشی از تبعیض نژادی است.[36]هر چند این ادعا در زمانی که یک سیاهپوست رئیس جمهور آمریکا است به ظاهر پارادوکسیکال می نماید.

 

تقریر: محمد رضا آفتاب دانش پژوه کارشناسی ارشد حقوق بین الملل دانشکده حقوق دانشگاه تهران

 

 


[1]Vishneski, John (1988). "What the Court Decided in Dred Scott v. Sandford". The American Journal of Legal History (Temple University) 32 (4): 373–390.

[2]http://articles.washingtonpost.com/2013-07-13/national/40551793_1_zimmerman-attorney-george-zimmerman-gladys-zimmerman

[3]http://quickfacts.census.gov/qfd/states/00000.html

[4]http://mxgm.org/every-36-hours-the-cd/

[5]Ibid.

[6]سایت: http://www.americanprogress.orgبه نقل از سایت: http://www.tabnak.ir/fa/news/289128

[7]http://www.gallup.com/poll/109258/Majority-Americans-Say-Racism-Against-Blacks-Widespread.aspx

[8]See at website: http://www.ohchr.org/EN/HRBodies/Pages/HumanRightsBodies.aspx

[10]Ibid. para.15

[11]Ibid. para.16

[12]Ibid. para. 20

[13]A/HRC/15/18, available at: http://www2.ohchr.org/english/issues/racism/groups/african/docs/A-HRC-15-18.pdf

[14]Ibid. para.6

[15]فرانک ال. شوئل، «آمریکا چگونه آمریکا شد ؟»، ابراهیم صدقیانی، انتشارات امیر کبیر، تهران، ۱۳۸۳

[16] Jackson, John P. Science for Segregation: Race, Law, and the Case Against Brown V. Board of Education. p. 148.

[17]Thomas Harry Williams; Richard Nelson Current; Frank Burt Freidel (1969). A History of the United States. 2 Since 1865 (3rd ed.). New York: Alfred A. Knopf. pp.20-50

 

[18]http://nonviolent-conflict.org/index.php/movements-and-campaigns/nonviolent-conflict-summaries/2785

[19]کوارلز، بنجامین، ابراهیم یونسی، سیاهان آمریکا را ساختند، انتشارات خوارزمی، تهران، ۱۳۵۵

[20] affirmative actionیا positive discrimation

[21]گرجي ازندرياني علي اكبر،طبري حامد،ميرمحمدصادقي مريم، «تبعيض مثبت: تبعيض عادلانه يا درمان اثرات تبعيض»، مجله تحقیقات حقوقی، ش 55، 1390،ص 331-363

[22]M.cahn, steven, "the Affirmative Action Debate", Routledge, 2002, p.4, available at: http://books.google.com

[23]P.lapenson, Bruce, "Affirmative Action and the Meaning of Merit", University Press of America, 2009, p. 2 available at http://books.google.com.

[24]H. Anderson,Terry, "the Persuit of Fairness: A History of Affirmative action", Oxford University Press,2004, p. 88, available at: http://books.google .com

[25]قاری سید فاطمی، سید محمد، حقوق بشر در جهان معاصر، دفتر یکم، شهر دانش، تهران، 1388، ص. 74

[26]رالز جان، نظریه عدالت اجتماعی، ترجمه عرفان ثابتی، ققنوس، تهران، 1383، ص 84

[27]قاری سید فاطمی، سید محمد، همان، ص. 75

[28]See powell, supra note 96 at 391, Grutter v. Bollinger, 539 U.S. 306 (2003).

[29]See United Steelworkers v. Weber, 443 U.S. 193 (1979). Title VII of the Civil Rights Act of 1964 prohibited racial discrimination, but made no exception for the “affirmative” use of race.

[30]See powell, supra note 96 at 394.

[31]See id.

[32]See id.

[33]See id.

[34]john a. powell and Marguerite L. Spencer, Remaking the Urban University for the Urban Students: Talking About Race, 30 CONN. L. REV. 1247, 1273 (1998).

[35]باراک حسین اوباما ۴ اوت ۱۹۶۱ در ایالت هاوایی متولد شد. او فرزند یک کنیایی سیاه‌پوست و یک زن سفیدپوست از اهالی ویچیتا ایالت کانزاساست. (http://en.wikipedia.org/wiki/Barack_Obama)

 

انتهای متن/ کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران

نظرات کاربران

نظردهی

نام*
ایمیل
نظر شما*
نظر شما پس از تایید اپراتور نمایش داده خواهد شد