پنجشنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۶
|
|

تزاحم حقوق یا بی توجهی به حقوق دیگران

همه ما در زندگی روزانه خود ممکن است با مصادیقی روبرو شویم که باید بین دو چیز یکی را انتخاب کنیم تا تزاحم و یا تعارض شکل نگیرد،به عبارت دیگر، بین اهم ومهم باید آنرا برگزینیم که اهم است. هم چنین مواردی هست که اگر خود درست عمل می کردیم تزاحم شکل نمی گرفت ولی بدست خود تزاحمات وتعارضاتی را دامن زدیم که دودش نیز به چشم خودمان ودیگر شهروندان می رود. چند روز پیش جلوی دفتر مرکزی کمیسیون موردی را از نزدیک تجربه کردم که به نظرم بیان آن می تواند برای مخاطبان ارجمند تامل برانگیز  وقابل مقایسه با دیگر مواردی باشد که هر روزه ممکن است با آن مواجه شوند وخود سوژه یک قصه این چنینی گردند !

قضیه جلوی کمیسیون از این قرار بود: مدتها بود جلوی دو درب پارکینگ های وروردی اداره همسایه ها خودروهای خود را پارک می کردند و بدین طریق عملا پیاده رو بسته میشد وعابران نمی توانستند از پیاد رو عبور کنند. بارها تذکر دادن انتظامات اداره به مالکین خودروها نیز اثری نداشت و گاه حتی به دلخوری آنها انجامیده بود. اخیرا چند نفر از سالمندان مقیم همین کوچه محل استقرار کمیسیون گو یا دم درب ورودی اداره یکی از مسئولین کمیسیون را دیده اند وگفته اند چرا خودروهای نهاد حقوق بشر حقوق مردم را نقض می کند همکار ما پاسخ داده که اصلا این خودروها متعلق به کمیسیون نیست ودیگران پارک می کنند وعمدتا مربوط به مغازه دارهای این اطراف است. آنها پاسخ می دهند که پس چرا مانع آنها نمی شوید که ایشان قصه تذکرات مختلف را بازگو می کندآنها پیشنهاد می دهند که اداره مانعی فیزیکی قابل حرکتی جلوی پارکینگها ایجاد کند تا دیگر نتوانند افراد خودروی خود را اینجا بگذارند وپیاده رو را ببندند و برای همه این ذهنیت را ایجاد کنند که خود کمیسیون جلوی اداره اش حقوق مردم را نادیده گرفته است. پیرو این گفتگو، در کمیسیون به فکر ایجاد مانع افتادند ونهایتا چند روز بعد تصمیم گرفته شد که وسط هر یک از پل های ورودی به پارکینگ های دو طرف اداره لوله کوچکی در حد 20 سانتی متر جوش داده شود که لوله ای دیگر در حد 70 سانتی متر را بتوان در آن گذاشت و با قفل این مانع را ثابت کرد تا هر زمان خودروئی قرار است وارد یا خارج اداره شود قفل باز ولوله بالائی برداشته شود. پس از اینکه چنین اقدامی صورت گرفت همان همسایه های سالمند اداره آمدند و تشکر کردند که راه رفت وآمد مردم دیگر باز شد  البته به همین موازات نیز صاحبان خودروهائی که عادت کرده بودند جلوی پارکینگ های اداره در پیاده رو پارک کنند با بیان شوخی وجدی به همکاران ما گفته بودند که یک کلید از قفل این مواتع را بدهید تا بتوانیم باز کنیم وخودرو را بگذاریم که برایشان توضیح داده شده است چرا مانع ایجاد شده ودر واقع این کار برای رعایت حقوق عابران در پیاده رو بوده نه اینکه حق خود کمیسیون  ملاک اصلی باشد چرا که ممکن است در خیابان جلوی مانع روی پل ورودی، باز خودرو پارک شود و راه ورود وخروج به پارکینگهای اداره را ببندد.  به هر حال پس از این اقدام وگفتگوهای مذکور چند روزی از این وضعیت گذشت تا اینکه غروب یک روز از ماه مبارک رمضان و در حالی که لوله متحرک روی پل پارکینگ اداره را همکاران باز کرد ه بودند یک خودروی پژو سعی می کند که روبروی پل اداره پارک کند و در هنگام پارک خیلی به پل مماس می شود بنحوی که بغل لاستیک عقبش به کناره لوله کوچک جوش داده شده روی پل پارکینگ اداره برخورد کرده و پاره می شود .طرف با عصبانیت آمده بود وبه زمین و زمان بد وبیراه می گفت که چرا لاستیک من چنین شد و من دهن روزه چه کنم واز کجا پول لاستیک جایگزین را بدهم. یکی از همکاران اداره با ایشان باب گفتگو را باز کرد که عزیزم آخر این مانع کوچک که روی پل اداره است شما چرا روی پل اختصاصی یک ساختمان خواستید وارد شوید یا پارک کنیدکه با چنین مشکلی برخورد کردید؟ آیا بهتر نبود رعایت حق صاحبان ساختمان را بجا می آوردید که برای خود شما نیز مشکلی پیش نیاید ؟ اول که بنده خدا ناراحت بود قبول نمی کرد و حرفهای نامربوط می زد ولی با آرام شدن تدریجی ودیدن صبوری همکار کمیسیون پذیرفت که کار خود او اشکال داشته وباعث شده که خسارت ببیند. این مصداق مرا به فکر فرو برد که هر روزه با چه مصادیق این گونه هر یک از ما روبرو می شویم که  یا ما شهروندان حق همدیگر را نقض می کنیم و برایمان عادی است یا با بی توجهی وعدم رعایت حق دیگران باعث صدمه به خود هم می شویم یا افراد ناچارند برای صیانت از حق خود انواع تدابیر حمایتی وحفاظتی را بکار گیرند تا دیگران به حریم آنها تجاوز نکنند . آیا بهتر نیست این همه تزاحمات ومشاجراتی که هر روزه در جامعه بوقوع می پیوندد را با رعایت حق همدیگر وقانع بودن به حریم خویش مرتفع سازیم واز آرامش حاصله لذت ببریم؟ آیا چنان جامعه ای زیباتر از این نیست که هر کس فکر کند خیلی زرنگ است و زرنگی خود را با نقض حقوق دیگران  ودائما یافتن راههای گریز از قانون به فرجام رساند؟ آیا محاسبه کرده ایم که هر روزه در قبال چند مصداق به جهت عدم رعایت امور خیلی ساده مربوط به حقوق دیگران، اعصاب خودمان را بی جهت درب وداغون می کنیم؟ امید آنکه به همین مسائل ساده پیرامون خود که البته منشا افکار و اَعمال بسیار مهم در یک جامعه می شوند، بیشتر اهمیت دهیم.

راستی، همین الان از پنجره اداره کوچه را نگاه کردم علیرغم وجود موانع روی پل پارکینگ ها، یک خودروی پراید دقیقا جلوی پل پارک کرده وامکان رفت وآمد به داخل ساختمان را بسته است. این هم وضع امروز مواجه شدن با مصداقی که برایتان قصه اش را گفتم.انگار نقض حق برای خیلی از ما کاملا عادی شده است.

انتهای متن/ کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران

نظرات کاربران

نظردهی

نام*
ایمیل
نظر شما*
نظر شما پس از تایید اپراتور نمایش داده خواهد شد